![]() |
![]() |
|
|
نمي دانم پس از مرگم چه خواهد شد نمي خواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت وليکن سخت مشتاقم که از خاک گلويم سوتکي سازد به دست کودکي گستاخ و بازيگوش و او يکريز و پيوسته دم گرم خودش را سخت در من بفشاند بدين سان بشکند در من سکوت مرگبارم را |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه یکم اسفند 1386ساعت 17:13 توسط نی نی |
|
|
باید دیوونگی هامو ببخشی نگاه سرد چشمامو ببخشی می دونم گاهی حرفام خیلی تلخه
بگو می تونی حرفامو ببخشی
باید گاهی تو چشمام خیره شی ببینی تا چه حد غمگین و خستم نمی دونم دخیل دلخوشی مو به چشمای کدوم آیینه بستم یه دنیا خاطره تو کوله بارم منو از زندگی مایوس کرده شبای بی چراغ زندگیمو پر از تنهایی و کابوس کرده تو نور روشن روزای بعدی همون روزایی که آیینه وارن همون روزای خوش رنگ دل انگیز که تو آغوششون پروانه دارن تو می تونی منو آشتی بدی با شبای روشن ستاره بازی تو می تونی کنار من بمونی تو می تونی منو از نو بسازی تو می تونی با یه لبخند شیرین بدی های منو آسون ببخشی می تونی به کویر خشک قلبم تو به آهستگی بارون بباری باید دیوونگی هامو ببخشی نگاه سرد چشمامو ببخشی |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه یکم اسفند 1386ساعت 16:52 توسط نی نی |
|
|
چشم چشم ۲ ابرو
نگاه من به هر سو پس چرا نیستی پیشم؟ نگاه گرم تو کو؟ گوش گوش ۲ تا گوش ،۲ دست باز یه آغوش، بیا بگیر قلبمو،یادم تو را فراموش ،چوب چوب یه گردن، جایی نری تو بی من دق می کنم می میرم، اگه دور بشی از من ،دست دست ۲ تا پا یاد تو مونده اینجا من من یه عاشق همون مجنون سابق ولنتاین مبارک |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386ساعت 10:47 توسط نی نی |
|
|
خداحافظ...همین حالا / همین حالا که من تنهام
خداحافظ به شرطی که / بفهمی تر شده چشمام خداحافظ! کمی غمگین / به یاد اون همه تردید به یاد آسمونی که / منو از چشم تو می دید *** اگه گفتم خداحافظ / نه این که رفتنت ساده است نه این که می شه باور کرد / دوباره آخر جادست خداحافظ واسه این که / نبندی دل به رویا ها بدونی بی تو و باتو / همینه رسم این دنیا ................................................... |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386ساعت 14:17 توسط نی نی |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386ساعت 14:11 توسط نی نی |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386ساعت 14:10 توسط نی نی |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386ساعت 14:7 توسط نی نی |
|
این گذاشتم به یاد ولنتاین پارسال شبیه کارتی هست که بهم دادی ..........امسال ولنتاین با کی هستی؟ |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386ساعت 14:5 توسط نی نی |
|
|
باور نمي كني كه اين روزها چقدر دلم گرفته باور نمي كني كه خنده هايم چه بغض هايي را در خود پنهان دارد آري ... من ... با دقايقم ... با زندگيم لجبازي مي كنم نازنينم ! غروب بار سنگين دلتنگي مرا هر شب به دوش مي كشد سنگيني پلكهايم و نگاهي كه ديدن را از ياد برده كوركورانه زيستن را خوب آموختم توان نوشتن ندارم واژه هايم گرد و غبار گرفته من باور كن كه باورت كردم |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386ساعت 13:59 توسط نی نی |
|
|
دلم گرفته به اندازه تمام دلتنگیهای عالم ، امشب در خلوت تنهایی ام آهسته آهسته بی تو گریستم ، شیشه قلبم آنقدر نازک شده که با کوچکترین تلنگری می شکند ؛ کاش صدای هق هق گریه ام را باد به تو می رساند ، تا بدانی که بی تو چه می کشم ... کاش قاصدک به تو می گفت که در غیاب تو رودی از اشک به راه انداخته ام ... دلم می خواهد فریاد بزنم ولی واژه ای نمی یابم که عمق دردم را در فریادم منعکس کند ؛ فریادی در نهایت سکوت که همیشه برای خودم سر داده ام ... دلم به درد می آید وقتی که سرنوشت را به نظاره می نشینم ، کاش می شد پرواز کنم... پروازی بی انتها تا رسیدن به ابدیت ، کاش می شد در میان هجوم بی رحمانه درد خودم را پیدا کنم کاش پرنده سوخته بال عاشق از جانب من این پیغام را به تو می رساند که : امید و آرزوهایم بی تو آهسته آهسته در حال فرو ریختن است ... نفرین به بودن وقتی که با درد همراه است ... بغضهای کهنه گلویم را می فشارد ... کاش این بار هم کسی اشکهایم را نبیند ......... |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386ساعت 13:57 توسط نی نی |
|
|
روزی بر بلندای زندگی خواهم ایستاد و تو را فریاد خواهم زد تا آن روز لباس رزم خواهم پوشید وخواهم ماند و برایت خواهم جنگید می دانم که آن روز خواهد آمد دیر یا زود
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سیزدهم آبان 1386ساعت 18:13 توسط نی نی |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سیزدهم آبان 1386ساعت 17:54 توسط نی نی |
|
|
من تو بهت گرگ و میشم تو چته؟
من زدم تیشه به ریشه تو چته؟ از نگاه هرزه ی خیابونا من دارم شکنجه میکشم تو چته؟ اسممو چند دفعه بردی تا حالا چند ستاره کم آوردی تا حالا تو مثل من که همیشه بد می یارم به در بسته نخوردی تا حالا |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سیزدهم آبان 1386ساعت 17:52 توسط نی نی |
|
|
وقتی که میرفتی چی تو اون سرت میگذشت
فکر نمیکردی من نمیکنم ازت گذشت جرم تو سنگین تر از این حرفاست خودتم میدونی حرفات باد هواست با خودت نگفتی چی میشه عاقبتت میدونی از تو برام چی مونده اره نفرت من که می خواستمت چرا کاری کردی که نتونم ببخشمت رهام کردی و رفتی پشتتم نگاه نکردی میدونم که خیلی دوست داری باز برگردی خیلی پست و نامردی |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سیزدهم آبان 1386ساعت 17:50 توسط نی نی |
|
|
الهی نسوزی، تو گفتی بسوزم ... |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سوم آبان 1386ساعت 1:1 توسط نی نی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
تقديم به چشمى كه اشكش منم
تقديم به اشكى كه غمش منم تقديم به شمعى كه پروانه اش منم تقديم به كلى كه گلزارش تويى... |
| نوشته های پیشین |
|
اسفند 1386 بهمن 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 |
| پیوندها |
|
در پای حقیقت من و گیتا عصر رایانه شکلات کلبه من آرمین حالی به حولی love عشق يعني ديوانگي قاصدك آبي سهم من خوش خیال کاغذی |
|
RSS
|